X
تبلیغات
مالیه عمومی - مقالات علمی

مالیه عمومی

این مقاله از روزنامه همشهری اقتباس شده و خواندن ان را به دانشجویان محترم توصیه میکنم.

اجتماع > نهادها  - در ادامه سلسله مباحثی که در ذیل برنامه‌ای برای پیشرفت و عدالت (با تدوین و نظارت دکتر محمدباقر قالیباف) در این صفحه، پیش‌تر مطرح شد، بعد از مبانی ارزشی و قانونی، مبانی نظری در اصلاحات(ساختار) اداری و مدیریتی مورد توجه قرار گرفته است.

اینکه اصولا نقش و اندازه دولت در اداره امور کشور چقدر است موضوع اصلی‌ای است که پیشینه نظری آن در دیدگاه‌های اقتصادی و نظریات مدیریتی در این بخش مورد توجه قرار گرفته.

الف - نظریات ارائه‌شده در زمینه دولت از دیدگاه اقتصادی

1 - دیدگاه کلاسیک‌ها

از نظر تاریخی، نخستین دیدگاهی که صراحتاً در خصوص نقش دولت در اداره امور اظهارنظر کرده، دیدگاه کلاسیک است. از نظر این مکتب، دولت باید حداقل مداخله را در امور جامعه داشته باشد.

آدام اسمیت به‌عنوان اصلی‌ترین نظریه‌پرداز این مکتب، دولت را صرفاً مجاز به دخالت در حیطه‌هایی دانسته است که بخش خصوصی تمایلی به سرمایه‌گذاری و فعالیت در آنها ندارد.  به‌طور خلاصه در مکتب کلاسیک میزان مداخله دولت در امور- مخصوصاً امور اقتصادی و بازرگانی- حداقل بوده و دولت تنها نقش تأمین‌کننده امنیت داخلی و بین‌المللی و عرضه کالاهای عمومی را بر عهده دارد. بر این اساس دولت تنها مجاز به ایجاد و نگهداری تشکیلاتی است که برای ایفای نقش‌های مذکور لازم باشند. سایر امور جامعه توسط بخش خصوصی و براساس قوانین تعیین‌شده در بازار انجام می‌پذیرد.

2 - جان استوارت میل

«استوارت میل» از دیدگاه عمیق‌تری به بخش عمومی توجه کرده است. او نیز همانند آدام اسمیت معتقد است که در فعالیت‌های اقتصادی، «آزادی اقتصاد» یک اصل است و هرگونه انحراف از آن مگر به خاطر ضرورت خاص، نادانی خواهد بود.

3- دیدگاه ویکسل

او دکترین جدیدی را می‌پذیرد که براساس آن، تدارک کالاهای عمومی در جهت به حداکثر رساندن رضایت افراد قرار دارد و با طرح مسئله رضایت افراد از کالاهای عمومی، بحث اصل فایده در پرداخت هزینه این کالاها و خدمات را مطرح می‌کند.

4 - جان مینارد کینز

جان مینارد کینز دخالت دولت در امور اقتصادی را تجویز کرده و تا اندازه‌ای قلمرو فعالیت‌های این بخش را به‌صورت کلی تدوین کرده است. قانون کینز می‌گوید تقاضا، عرضه خود را به‌وجود می‌آورد. به‌نظر وی پول یک عامل فعال است و پارامترهای حقیقی جامعه را می‌تواند تحت‌تأثیر قرار دهد و این بر خلاف نظر کلاسیک‌هاست که پول را خنثی می‌دانستند.

5 - مکتب نئوکلاسیک

براساس این دیدگاه تشکیلات دولتی باید تا حد امکان کوچک شود و دولت تنها وظایفی را بر عهده بگیرد که بخش خصوصی تمایلی برای انجام آنها ندارد یا از عهده انجام آنها برنمی‌آید. خصوصی‌سازی‌ وسیع خدمات دولتی در دهه‌های اخیر، از پیامدهای مستقیم غلبه این طرز تفکر در عالم اقتصاد است.

6 - مکتب نهادی (گالبرایت)

از نظر این مکتب، زندگی اقتصادی به وسیله نهادهای اقتصادی، نظیر اتحادیه‌ها و سیستم (نظام) تأمین اجتماعی که توسط دولت به‌وجود می‌آید، تنظیم می‌شود و نه به وسیله قوانین اقتصادی مکتب نئوکلاسیک.

پیشنهادهای گالبرایت از این قرارند: دولت باید نقش اساسی را در بخش‌هایی از اقتصاد که در آن احتیاج‌های جامعه به‌طور کافی ارضا نشده است، مانند مسکن، حمل‌ونقل و بهداشت، بر عهده گیرد و اقدام‌های لازم را به عمل آورد.

دولت باید از بنگاه‌های کوچک که در بازارهای کوچک در برابر شرکت‌های عظیم نمی‌توانند رقابت کنند، کمتر حمایت کند.

دولت باید برای همه مردم، درآمد سالانه تضمین‌شده در نظر بگیرد.

دولت باید مناقصه‌های بزرگ را که در بخش نظامی و دفاعی جامعه صورت می‌گیرد، ملی اعلام کند و خود بر عهده گیرد.

بنابراین آنچنان که از مطالب فوق مشخص می‌شود، نهادگراها قائل به‌وجود سازمان‌های دولتی‌اند که بر کار اقتصادی نظارت کرده و آن را برنامه‌ریزی کند. لذا تشکیلات دولتی در دیدگاه نهادگراها نسبت به نئوکلاسیک‌ها حجیم‌تر خواهد بود.

7 -دولت از نظر مکتب مارکس

طبق مبانی این دیدگاه دولت دارای تشکیلات عریض و طویلی برای انجام نقش‌ها و وظایفی است که بر عهده آن قرار گرفته است، به‌طوری که در اواخر قرن بیستم به جز چند مورد (کره‌شمالی، کوبا و تا حدودی چین) همگی از درون فروپاشیدند.

ب - پیشینه دولت درنظریات مدیریتی

1 - نظریه بوروکراسی

نظریه بوروکراسی توسط ماکس وبر و مدت‌ها قبل از آنکه کاربرد جهانی پیدا کند در آلمان بیان و تجربه شد. وبر معتقد بود در صورتی که سازمان‌ها از اصول بوروکراسی شامل اصل ارائه خدمات حرفه‌ای، اصل اختیار قانونی، اصل شایسته سالاری و... پیروی کنند، به بالاترین کارایی خواهند رسید. البته باید در نظر داشت که این نظریه، بیش از آنکه در مورد نقش و میزان مداخله دولت بحث کند، در مورد چگونگی اداره امور دولتی نظر می‌دهد.

2 - مدیریت دولتی نوین

کریستوفر هود به‌عنوان نخستین کسی که واژه مدیریت دولتی نوین را به کار برده، اصول زیر را برای آن در نظر گرفته است: استفاده از مدیریت حرفه‌ای،  به معنای آزاد گذاشتن مدیران 1 - دولتی برای اعمال مدیریت
2 - تعیین معیارهای مشخص برای اندازه‌گیری عملکرد
3 - تأکید بر نتایج به جای دستورالعمل‌ها
4 - حرکت به سمت جداسازی واحدها در سازمان‌های دولتی
5 - ایجاد رقابت در بخش دولتی 
6 - تأکید بر استفاده از سبک‌های مدیریت معمول در بخش خصوصی
7 - تأکید بر انضباط و جلوگیری از مصرف بی‌رویه منابع

3 - نقش دولت در توسعه کشور و رشد اقتصادی

مباحث نظری مربوط به نقش دولت در فرایند رشد اقتصادی را بر حسب موضوع و نوع نگاه می‌توان به 3دسته تقسیم کرد.

مدل‌های نظری رشد اقتصادی، عموماً به نقش دولت در تأمین نهاده‌های تولید (سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، انرژی و...)،  نقش دولت در ارتقای سطح تکنولوژی از طریق حمایت از تحقیقات پایه، حفظ حقوق مالکیت معنوی مخترعان و مکتشفان و حمایت از انتقال دانش فنی به داخل کشور و نقش دولت در ایجاد فضای عمومی تولید و سرمایه‌گذاری در کشور توجه دارند.

مدل‌های اقتصاد سیاسی نقش دولت در فرایند رشد اقتصادی را تحلیل می‌کنند. 
مدل‌های تجربی رشد عمدتاً معطوف به کشف نظم‌های نهفته در سری‌های زمانی و داده‌های مقطعی متغیرهایی است که ممکن است نمایشگر مناسبی برای عواملی باشند که متوسط نرخ رشد اقتصادی در طول یک دوره زمانی (5 تا 10‌ساله) را در قالب مدل‌های نظری رشد توضیح می‌دهند. در میان این متغیرها که همبسته‌های رشد (growth correlates) نامیده می‌شوند، اندازه و ترکیب مخارج دولت و نیز نحوه تامین هزینه‌های دولت همواره مد نظر محققان بوده است.

نقش دولت در الگوهای نظری رشد
الف- تامین کالاهای عمومی مولد
ب- حفظ حقوق مالکیت
ج- تسریع فرایند انباشت سرمایه انسانی
د- سرمایه‌گذاری در علوم پایه، 
دانش عمومی و حمایت از تحقیق و توسعه
هـ- سیاست‌های تجاری

4 - کارکردهای دولت

کارکردهای دولت مربوط به اقتصاد بخش عمومی (public Economic)،  مالیه عمومی (public Finance)،  تولید و عرضه کالاهای عمومی و باز توزیع منابع است. این کارکردها را کارکردهای ارتدوکسی دولت می‌نامند.

در مقابل نقش ارتدوکسی دولت، محققان نظریه انتخاب عمومی (public choice) و اقتصاد سیاسی (political economics)،  دولت را مجموعه‌ای از سیاستمداران و بوروکرات‌هایی می‌پندارند که مانند دیگر آحاد اقتصادی به فکر حداکثر کردن منافع شخصی خود است. 
در کارکرد‌های غیرارتدوکسی دولت نماینده گروه‌های سیاسی یا حداقل در معرض فشار دائم گروه‌های قدرت است و سیاست‌ها را در جهت منافع گروه‌های خاص متمایل می‌کند.

5 - کارکردهای ارتدوکسی دولت

دخالت در شرایط غیررقابتی - تولید کالاهای عمومی - آثار خارجی - تامین عدالت اجتماعی

6 - قاضا برای بهبود در کیفیت نهادهای عمومی

در یک مقایسه بین کشوری، کیفیت عملکرد دولت‌ها با یکدیگر متفاوت است و این تفاوت را می‌توان بر حسب تفاوت در عواملی که ابعاد مختلف و کارکردهای متفاوت نهادهای عمومی را تعیین می‌کنند، مشخص کرد. عواملی که در تحلیل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تفاوت در کیفیت نهادها را توضیح می‌دهند، باید بتوانند تفاوت در عملکرد دولت‌ها را نیز تعیین کنند:
1- عوامل اقتصادی: مهم‌ترین عاملی که تقاضا برای بهبود در کیفیت نهادهای عمومی را تعیین می‌کند، سطح توسعه یافتگی است. درآمد سرانه مناسب‌ترین شاخصی است که سطح توســـعه یافتگی را اندازه می‌گیرد. 
2- عوامل سیاسی: 
الف- تنوع قومیت‌ها و میزان ناهمگنی اجتماعی
ب- جهت‌گیری نظام حقوقی
ج- منشأ قدرت سیاسی  و  اقتصادی دولت
د - ایدئولوژی دولت
3- عوامل فرهنگی

7 - اندازه دولت

بحث اندازه دولت و کوشش در جهت کوچک‌تر‌کردن آن به‌صورت یک چالش عمومی طی 
2 دهه گذشته فراروی همه کشورها به‌ویژه کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است. آمار و ارقام به‌طور محسوس نشان می‌دهند که کشورهای توسعه یافته از سال‌1996 میلادی به این‌سو اندازه دولت خود را با هدف کاهش بوروکراسی دولتی و افزایش نرخ رشد اقتصادی، کوچک‌تر کرده‌اند.

8 - شاخص‌های متداول در سنجش اندازه دولت

این شاخص‌ها را می‌توان در 2گروه شاخص اقتصادی و شاخص مدیریتی طبقه‌بندی کرد. از دیدگاه اقتصادی نسبت هزینه‌های دولت به کل تولید ناخالص داخلی (GDP) بیانگر اندازه دولت است. در متون نظری گاه به‌جای شاخص مذکور، نسبت هزینه‌های دولت به تولید ناخالص ملی (GNP) سنجیده می‌شود.

در اغلب کشورها به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران اندازه GDP و GNP بسیار نزدیک به یکدیگر هستند و استفاده از هر یک به جای دیگری نتیجه را تغییر نخواهد داد. در شاخص‌های مدیریتی از دیدگاه نیروی انسانی به موضوع اندازه دولت نگریسته می‌شود. به این ترتیب نسبت کارکنان دولت به کل جمعیت کشور یا به کل شاغلین کشور، مبنای سنجش اندازه دولت قرار می‌گیرد.

از آنجا که در کشورهای در حال توسعه هرم جمعیتی نسبت به کشورهای پیشرفته جوان‌تر است و تعداد افراد بیشتری از جامعه در سنین پایین قرار دارند و هنوز به سنین اشتغال نرسیده‌اند، لذا برای مقایسه چنانچه از نسبت کارکنان دولت به شاغلین استفاده شود این تعارض کاهش می‌یابد.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/14ساعت 9:13  توسط مهدی برادران  | 

 

مایک موفات
مترجم: جعفر خیرخواهان
هر کس که اقتصاد خرد درس داده است دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو شده است که استاد! همه اینها که گفتید خیلی جالب بود، اما چگونه قرار است در دنیای واقعی اینها را به کار گیریم؟ اگر من کسب‌و‌‌کاری راه‌انداختم و نخواهم منحنی تقاضای محصول تولیدی را بدانم و در بازار کاملا رقابتی یا بازار انحصاری فعالیت نمی‌کردم این مباحث چه فایده مهمی برای من خواهند داشت؟


از تجربیاتی که شخصا به عنوان اقتصاددان و اهل کار و پیشه داشته‌ام تعدادی درس‌های مفید برای دنیای کسب‌و‌‌کار وجود دارد که می‌توان از اقتصاد خرد آموخت. نخستین اینها یادگیری نظریه بازی است.
اکثر دروس اقتصاد خرد در سال دوم، نظریه بازی و به خصوص بازی معمای زندانی را معرفی می‌کنند.
تانیا و چینکو را به خاطر دزدی از بانک پس‌انداز هیبرنیا دستگیر کرده و در سلول‌های انفرادی جدای از هم نگه داشته‌اند. هر دو نفر به آزادی شخصی خود بیش از رفاه حال همدست خویش اهمیت می‌دهند. یک بازجوی باهوش پیشنهاد زیر را به هر کدام می‌کند. «تو یا اعتراف کرده یا سکوت می‌کنی. اگر اعتراف کنی و همدستت سکوت اختیار کند من همه اتهامات را متوجه وی کرده و از شهادت تو جهت اینکه همدستت جرم اصلی را مرتکب شده است استفاده می‌کنم و آزاد می‌شوی. برعکس اگر همدستت اعتراف کند و تو سکوت کنی او آزاد خواهد شد، در حالی که تو محبوس می‌شوی.
اگر هر دو اعتراف کنید من دو محکوم خواهم داشت، اما کاری می‌کنم که هر دو زودتر از زندان آزاد شوید. اگر هر دو سکوت کنید من مجبورم تو را فقط به خاطر اتهام حمل اسلحه گرم مجازات کنم. اگر قصد اعتراف‌کردن داشتی باید تا قبل از اینکه فردا صبح برمی‌گردم یک یادداشت به زندان‌بان بدهی.»
«معضلی» که این دو زندانی در این‌جا مواجه هستند این است که نفر دیگر هر کاری بکند وضعیت هر کدام با اعتراف‌کردن، بهتر از سکوت‌کردن خواهد بود. اما نتیجه‌ای که از اعتراف‌کردن هر دو به دست می‌آید بدتر از حالتی است که هر دو تا ساکت بمانند. نگاه مشترک به قضیه این است که معما بیانگر تضاد بین عقلانیت فردی و گروهی است. یک گروه که اعضای آن نفع شخصی عقلانی را پیگیری می‌کنند همگی وضعیت بدتری پیدا می‌کنند نسبت به گروهی که اعضای آن بر خلاف نفع شخصی عقلانی رفتار می‌کنند.
دانشجویان سپس در ادامه درس می‌آموزند در وضعیتی که دو بازیگر در بازی تکراری (که تعداد بازی‌ها برای هر دو بازیگر نامعلوم خواهد بود) شرکت می‌کنند مجموعه بسیار بزرگ‌تری از گزینه‌های استراتژیک در دسترس خواهد بود. بازیگرانی که در بازی‌های به دفعات تکراری شرکت می‌کنند امکان «تنبیه‌کردن» طرف مقابل را به خاطر نارو زدن دارند؛ به طوری که در حالت یک‌باره‌ این بازی امکان تنبیه وجود ندارد.
در حالتی که بازی تکراری، اما به دفعات نامعلوم است یک مشکل به وجود می‌آید که هیچ استراتژی مسلط (یا غالب) که یک بازیگر باید استفاده کند وجود ندارد.
تلاش به تعیین آن‌چه استراتژی مسلط به نظر می‌رسد را اکسلراد و هامیلتن در مقاله «تکامل همکاری» (1981) به تفصیل شرح دادند و اکسلراد یک کتاب تکمیلی را در سال 1984 با همین نام نوشت. خواندن این منابع برای دانشجوی کارشناسی رشته اقتصاد جزو واجبات است. من این دو را به دانشجویانم توصیه می‌کنم.
نویسندگان در مقاله و کتاب، یک دوره مسابقه را توضیح می‌دهند. اکسلراد ابتدا درخواست استراتژی‌هایی از سایر نظریه‌پردازان بازی کرد تا در نخستین دور مسابقه رقابت کنند. هر استراتژی به تعداد 200 بار تکرار بازی معمای زندانی جفت و جور شد و کل امتیازات به‌دست آمده از طریق مسابقه جمع زده شد. برنده مسابقه یک استراتژی بسیار ساده شد که اناتول راپورت تحویل داد و مقابله به مثل (TIT FOR TAT) نامیده می‌شود؛ به این صورت که بازیگر در اولین حرکت همکاری می‌کند و متعاقب آن هر آنچه را که بازیگر دوم در حرکت قبلی کرد، مقابله به مثل می‌کند. نتایج نخستین مسابقه تجزیه و تحلیل شده و منتشر گردید و مسابقه دوم برگزار شد تا ببینند آیا کس دیگری یک راهبرد بهتر پیدا می‌کند و دوباره راهبرد مقابله به مثل برنده شد. اکسلراد نتایج را تحلیل کرده و تعدادی کشفیات جالب درباره ماهیت همکاری پیدا کرد که در کتابش توضیح داده است. اکسلراد نتیجه گرفت مقابله به مثل موفقیت‌آمیز است؛ چون که چهار ویژگی اساسی در خود دارد:
1) آدم خوبی‌بودن: همکاری کردن، هرگز نخستین کسی نباشید که پشت می‌کنید و نارو می‌زنید.
2) تحریک‌پذیربودن: پشت‌کردن را با پشت‌کردن و همکاری را با همکاری جواب ‌دهید.
3) حسود و بدخواه‌نبودن: با شریک‌تان منصف باشید.
4) زیادی زرنگ‌نبودن یا سعی نکنید پیچیده و حقه‌باز باشید.
من این چهار ویژگی را در محیط کسب‌و‌‌کار به دو اصل کلی خلاصه کردم:
1) انرژی و توجه خود را صرف خلق ارزش کنید؛ به جای اینکه فقط حواس‌تان به این باشد که سهم‌تان از کیک چقدر بزرگ است (ترکیبی از ویژگی‌های 1، 3 و 4).
2) با کسانی که به آنها اعتماد ندارید، معامله نکنید (یا به عبارت دیگر، به سگی که قبلا شما را گاز گرفته است غذا ندهید. ویژگی 2).
اولین اصل اگر با افراط‌گری منطقی در نظر گرفته شود به نظر کاملا احمقانه می‌آید. اگر شما فقط حواس‌تان صرف این شود که کیک را بزرگ‌تر کنید آیا اجازه نمی‌دهید که در معرض استثمار دیگران قرار بگیرید؟ هم بله و هم خیر. اگر کسی ظاهرا سعی کند گوش‌تان را ببرد یا از شما بهره‌کشی کند، شما نباید با وی معامله کنید (اصل دو). آدم‌هایی که شما می‌خواهید با آنها ارتباط داشته باشید در طیف یک «معامله عادلانه» چیزی به شما عرضه خواهند کرد. اما این هم درست است که اگر تلاش جدی برای تصاحب سهمی بزرگ‌تر از کیک نکنید، احتمال می‌رود پولی از خودتان روی میز باقی‌گذارید. من اغلب از دوستانم (و از همسرم) می‌شنوم که چیزهایی مثل این به من می‌گویند «آیا می‌دانی که می‌توانستی پول بیشتری از این معامله به‌ دست آوری؟» یا «اگر ایستادگی بیشتری کرده بودی می‌توانستی پول بیشتری از آن کار گیر بیاوری» من تردیدی ندارم که آنها درست می‌گویند.
اما آن‌چه شما به دست می‌آورید اعتبار و وجهه در برابر کسی است که با وی کار می‌کنید. در حالی که در هر معامله به تنهایی پول کمتری به‌دست خواهید آورد، فرصت‌های بسیار بیشتری در پیش روی شما وجود خواهد داشت که بسیاری از آنها کاملا سودآور هستند.
داشتن فرصت‌های بیشتر به شما امکان می‌دهد حق انتخاب بیشتری داشته باشید. به علاوه وقتی شما با داشتن یک پیشنهاد به آنها تلفن می‌کنید گوشی را برخواهند داشت – آنها می‌دانند که شما پیشنهاد سودآوری در جیب دارید.
این وضعیت را با آن نوع افرادی مقایسه کنید که فکر و ذکرشان فقط به سهم خود از کیک معطوف است. هر کسی که بیس‌بال بازی کرده است این جور آدم‌ها را می‌شناسد. آنها همیشه به دنبال دوز و کلک هستند و با بقیه بد تا می‌کنند و گاهی اوقات موفق هم شده و کسانی را سرکیسه می‌کنند.
اما همه می‌دانیم در نهایت برای چنین کسانی چه اتفاقی می‌افتد- پس از مدتی هیچ‌کس به تلفن یا ایمیل آنها جواب نخواهد داد. این جور آدم‌ها فرصت کمک‌کردن به گروه را از دست می‌دهند؛ چون ما گمان می‌کنیم هر چیزی که دارند چیز بدی است و نمی‌توان معامله برد-برد با آنها داشت.
من معتقدم که همه ما در جایی بین طیف «کیک را بزرگ‌تر کنیم» و «سهم من از کیک چقدر است» قرار می‌گیریم. زندگی یک بازی تکراری و در مقیاس بلندمدت است، شما وضعیت بهتری خواهید داشت اگر به سمت «بزرگ‌ترکردن کیک» نزدیک‌تر شوید. رابرت اکسلراد و اقتصاد خرد این را به من یاد دادند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/29ساعت 0:53  توسط مهدی برادران  | 

بیماری هلندی به انگلیسی (Dutch disease) یک مفهوم اقتصادی است که چگونه استفاده از درآمد منابع طبيعي باعث افول در توليد مي‌شود. این عنوان در سال 1977 برای نامگذاری پدیده کاهش تولید در هلند پس از کشف گاز طبیعی در دهه 60 بوجود آمد. "بیماری هلندی" در واقع یک مفهوم اقتصادی است برای توضیح رابطه بین بهره برداری از منابع طبیعی و کاهش تولید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 0:25  توسط دانشجویان کد 16035  | 

دولت می تواند از طریق باز تولید زمین در شهرهای بزرگ و کلان شهرها به کنترل بازار مسکن و زمین بپردازد

  

اراده شده توسط:زهرا نعيمي تاجدار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 0:21  توسط دانشجویان کد 16035  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/31ساعت 12:42  توسط مهدی برادران  | 

در این قسمت دو مقاله علمی  در مورد اصل چهل وچهارم قانون اساسی و چشم انداز ایران در سال ۱۴۰۴ قرار دارد که

 می توانید دانلود کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 10:21  توسط مهدی برادران  |